جستجو در انجمن‌ها

(جستجو‌ی پیشرفته)

آمار انجمن
» کاربران: 257
» آخرین کاربر: rotary
» موضوعات انجمن: 27
» ارسالهای انجمن: 29

آمار کامل

کاربران حاضر
ما 8 کاربر حاضر در انجمن دارید
» 0 کاربر عضو | 8 مهمان

آخرین موضوعات
خدمات مشاوره و روانشناسی
انجمن: معرفی سایت
آخرین‌ارسال: admin
15-08-2018, 12:09 PM
» پاسخ‌ها: 0
» بازدید: 36
تور فرانسه و تور کرواسی
انجمن: گردشگری
آخرین‌ارسال: asemanzio
22-05-2018, 11:45 AM
» پاسخ‌ها: 0
» بازدید: 6,902
صنعت چاپ ایران و چشم اندا...
انجمن: گفتگوی آزاد
آخرین‌ارسال: چاپ کارت ویزیت بهرنگ
20-05-2018, 05:12 AM
» پاسخ‌ها: 0
» بازدید: 1,044
وارنا شهر بسیار زیبای بلغ...
انجمن: گردشگری
آخرین‌ارسال: asemanzio
14-05-2018, 03:24 PM
» پاسخ‌ها: 0
» بازدید: 2,479
فیلمبرداری عروسی تهران
انجمن: تشریفات
آخرین‌ارسال: azade1992
05-05-2018, 03:56 PM
» پاسخ‌ها: 0
» بازدید: 619
شما برای پرینتر سه بعدی چ...
انجمن: گفتگوی آزاد
آخرین‌ارسال: asemanzio
01-05-2018, 10:00 AM
» پاسخ‌ها: 0
» بازدید: 563
وقتشه درب ضد سرقت بخرین!
انجمن: خدمات منزل
آخرین‌ارسال: asemanzio
25-04-2018, 03:46 PM
» پاسخ‌ها: 0
» بازدید: 956
سگ سرابی، یک سگ غول پیکر....
انجمن: گفتگوی آزاد
آخرین‌ارسال: asemanzio
21-04-2018, 11:58 AM
» پاسخ‌ها: 0
» بازدید: 396
پاور بانک روموس Romoss Ac...
انجمن: موبایل
آخرین‌ارسال: mr.mousa
20-04-2018, 10:54 PM
» پاسخ‌ها: 0
» بازدید: 807
راهنمای سفر به دبی
انجمن: اماکن گردشگری
آخرین‌ارسال: hmseo123
18-04-2018, 06:11 PM
» پاسخ‌ها: 0
» بازدید: 1,188

 
  راهنمای سفر به استانبول
ارسال‌شده توسط: hmseo - 18-04-2018, 06:09 PM - انجمن: اماکن گردشگری - بدون‌پاسخ

راهنمای سفر به استانبول
فقط کافیه یکبار به استانبول سفر کنین تا خاطراتش رو برای همیشه توی ذهنتون داشته باشین. ترکیب حیرت انگیز دریا و تپه و آسمان، مسجدهای عظیم و زیبا، پل های وسیع، بناهای کهن و موزه ها باعث شدن تا از سفر به این شهر خاطرات خوشی براتون به یادگار بمونه.
این شهر زیبا که به 2 قاره ای بودن معروفه، بزرگترین شهر ترکیه و سومین شهر توریستی جهانه که در کنار تنگه بسفر و دریای مرمره قرار گرفته. تنگه بسفر آسیا و اروپا رو از هم جدا می کنه و استانبول تنها شهر بزرگ دنیاست که بین این 2 قاره قرار گرفته. این شهر پر جمعیتترین شهر ترکیه و قطب گردشگریه ترکیه ست. استانبول شهریه که هم از نظر جغرافیایی و هم از نظر فرهنگی پلی بین آسیا و اروپاست. به استانبول شهر هفت تپه هم لقب دادن چون این شهر مثل رم روی هفت تپه بنا شده. تابستونای گرم و مرطوب و زمستونای سرد و برفی، از ویژگی های آب و هوای این شهره. در کل استانبول یه مقصد استثنایی برای خرید، یه شهر پر از خوردنی های لذیذ و مقصدی آشنا برای گردشگرانه.
هتل  های استانبول
توی سفر به استانبول اصلا نگران جایی برای اقامتتون نباشین، چون این شهر زیبا به خاطر توریست ها و رفت و آمدهایی که داره، پر از هتل و مهمانسراست.
این شهر هتل های 5 ستاره بی نظیری داره و معمولا اقامت در اونا هزینه بالایی داره که بهترینشون هتل هیلتون، هتل سویسوتل، هتل سیراگان پالاس کمپینسکی، هتل اینترکانتیننتال و هتل فور سیزن سلطان احمد هستن. اما اگه تعداد ستاره های هتلی که قراره در اون اقامت داشته باشین، براتون اهمیت زیادی نداره، می تونین در هتلهای 4 و 3 ستاره، اقامتی ارزونتر داشته باشین، هتل هایی مثل هتل امین سلطان که یکی از هتل های 4 ستاره خوب این شهره که تو محله تاریخی و زیبای سلطان احمد واقع شده،
رستوران های استانبول
چون فرهنگ غذایی این شهر شبیه به ایرانی هاست با خیاله راحت می تونین هر چیزی که وسوسه انگیز بود رو امتحان کنین. پس اولین کاری که تو استانبول باید انجام بدین، چشیدن طعم غذاها و شیرینی های فوق العادشه که پیشنهاد ما برای شروع، کبابه.. درسته که ما انواع و اقسام کباب ها رو امتحان کردیم، ولی هیچ چیز مثل یک کباب ترکی واقعی نیست. کباب هایی مثل اسکندرر کباب، ساچ کباب، دونر کباب، آدانا کباب و... که اسکندر کبابش واقعا لذیذ و خوشمزه ست. بورک های خوش طعم، سیمیت، نان و ماهی، کنفه، باسلوق ترکی، باقلوای استانبولی، کوفته، لاهماجون، پیده و خیلی غذاها و شیرینی های دیگه که یکی از یکی خوشمزه تر و هیجان انگیزترن. استانبول رستوران های خیلی زیادی داره که اکثرشون هم غذاهای خوشمزه ای دارن که ما چند تا از بهترین هاشون رو بهتون معروفی می کنیم، رستوران هایی مثل رستوران اولوس ۲۹، رستوران یاکا بالک،رستوران پندلی، کباب خانه سلطان احمد، کافه رستوران الد اوتومان، رستوران آلیو آناتولیان، خانه استیک نصرت اتیلر، رستوران درالیه اوتامان، رستوران تورکارت و کافه رستوران ماسا بیسترو  که همگی خوشمزه ترین غذاهای ترکی و بین المللی رو ارائه می کنن.
قهوه ترک یکی از بهترین نوشیدنی هاییه که می تونین توی استانبول تهیه کنین. اگه قهوه خور حرفه ای باشین، حتما این قهوه رو دوست خواهید داشت. فقط حواستون باشه که قهوه رو آروم و جرعه جرعه میل کنین تا ماده گل مانند ته قهوه که همون دونه هایی قهوه ست رو ننوشین. البته لازم به ذکره که چای ترکی با باقلوای استانبولی هم طرفدارای زیادی داره و واقعا هم خوش طعم هستن که می تونین اونا رو توی کافه های زیادی که در استانبول وجود داره، تست کنین.
مرکز خرید های استانبول
 خیلی ها برای سفر به ترکیه بخصوص استانبول که یکی از قطب های تجاری محسوب میشه، به دنبال مراکز خرید خوب هستن که هم قیمت مناسبی داشته باشه و هم تکی فروشی داشته باشه چون اکثر فروشگاه های استانبول فقط بصورت جینی جنس می فروشن. برای خرید بهتره سری به منطقه تکسیم بزنین، چرا که برای خرید کردن از بازارهای رنگارنگ و تودرتوی استانبول، جایی بهتر پیدا نمی‌کنید. در استانبول و شهرهای دیگه ترکیه، هزینه پوشاک، کیف و کفش مناسبه اما وسایل برقی مثل تلفن همراه گرونتر از ایرانه. اگه قصد خرید سوغاتی برای عزیزانتون رو دارین، سراغ فرش‌ ها و قالی‌ های ترکی‌، انواع صنایع دستی، سفالینه‌ ها، ظروف مسی و برنجی و پارچه رو بگیرین که مهم‌ترین سوغات استانبول هستن و در بین مسافران طرفدارای زیادی دارن.  
دیدنی های استانبول
درسته که این شهر به سواحل رویایی و مراکز خریدهای فوق العادش مشهوره ولی خوبه که بدونین جاذبه های گردشگری و تاریخی هم داره که سفر به استانبول رو براتون جذاب تر می کنه و بازدید از این اماکن واقعا لذت بخشه . از این مکان های دیدنی میشه به قلعه دختر تو تنگه زیبای بسفر که دوست داشتنی ترین بنای استانبول به حساب میاد، میدان تاکسیم که یکی از مهمترین جاذبه های تفریحی گردشگری این شهره، مسجد آبی یا همون مسجد سلطان احمد، که یکی از زیباترین مسجدهای دنیاست، کاخ توپقاپی که محل اقامت سلطنتی رسمی سلاطین عثمانی و مقر دولت ترکیه بوده، کاخ فوق العاده زیبای دلماباهچه که از لحاظ زیبایی با کاخ ورسای برابری می کنه، برج گالاتا که از برجهای قدیمی جهانه، مسجد سلیمانیه که به دستور پادشاه عثمانی سلطان سلیمان اول بنا شده، موزه باستانن شناسی استانبول که یکی از غنی ترین موزه های جهانه، موزه کلیسای کاریه که به قرن 6 برمی گرده و بازیلیکا سیسترن، مسجد رستم پاشا، پارک گلهانه، موزه مدرن استانبول، مسجد و موزه ایاصوفیه اشاره کرد که واقعا زیبا و دیدنی هستن. فراموش نکنین که برای دیدن این جاذبه ها و سایر جاذبه های شهر استانبول، استفاده از هاپ آن هاپ آف بهترین و به صرفه ترین گزینه ست. برای انتخاب بهترین سفر از  لیست تور استانبول سایت همگردی حتما دیدن کنید
منبع: مجله  گردشگری همگردی

چاپ این بخش

  بلیط اتوبوس
ارسال‌شده توسط: seowebtools - 08-04-2018, 05:05 PM - انجمن: گردشگری - بدون‌پاسخ

بلیط اتوبوس
شروع هر سفری با خرید بلیط اغاز می شود . یکی محبوب ترین و متداول ترین روش های سفر ، سفر با اتوبوس است و لازمه سفر با اتوبوس ، بلیط اتوبوس است . امروزه با روی کار آمدن سایت ها و اپلیکیشن های گردشگری خرید و رزرو بلیط اتوبوس بسیار راحت تر نسبت به گذشته شده است زیرا شما میتوانید با چند کلیک در مدت چندثانیه بلیط اتوبوس به مقصد مدنظرتان را خریداری یا همان رزرو نمایید .
بلیط اتوبوس
اگر بخواهیم از مزایای خرید بلیط اتوبوس چند مورد خیلی کوتاه نام ببریم میتوانیم به موارد زیر اشاره کنیم :
برای خرید بلیط اتوبوس نیازی به ثبت نام نیست .
در هنگام خرید بلیط اتوبوس میتوانید موقعیت صندلی خود را انتخاب کنید .
در صورت دلخواه میتونید بلیط اتوبوس خود را چاپ نمایید .
در صورت نیاز میتوانید بلیط اتوبوس خود را به صورت آنلاین کنسل نمایید .
پس از رزرو بلیط اتوبوس مشخصات بلیط اتوبوس برای شما ارسال میگردد .
دارای پشتیبانی انلاین ، تلفنی و موبایلی
بلیط اتوبوس
و حالا اگر بخواهیم مراحل خرید بلیط اتوبوس را به صورت خلاصه بیان کنیم :
ابتدا مبدا و مقصد و تاریخ سفر خود را مشخص میکنید .
سپس از لیست سرویس‌های هر شرکت به تفکیک ساعت حرکت و پایانه‌های مبداء و مقصد پیش روی شما است یکی از موارد رو که مناسب شماست رو انتخاب و رزرو کنید.
موقعیت صندلی خود را مشخص کنید .
در نهایت پس از رزرو بلیط اتوبوس یک پیامک شامل اطلاعات بلیط اتوبوس خدمت شما ارسال می شود .

چاپ این بخش

  خرید بلیط اتوبوس اینترنتی
ارسال‌شده توسط: seowebtools - 08-04-2018, 05:04 PM - انجمن: گردشگری - بدون‌پاسخ

خرید بلیط اتوبوس اینترنتی
همانطور که همه ی ما اگاهیم یکی از عوامل و مزایای تکنولوژی و اینترنت سهولت بخشیدن به کارهایی است که در گذشته نه چندان دور وقت زیادی از ما می گرفت اما امروزه تنها با چند کلیک ساده میتوان به هدفمان برسیم یکی از این موارد خرید بلیط اتوبوس اینترنتی است که در گذشته نیاز به گذاشتن وقت زیادی برای خرید بلیط اتوبوس بود اما امروز با خرید بلیط اتوبوس اینترنتی این کار به آسانی هرچه تمام تر انجام شده و نیاز به وقت گذاشتن های طولانی مدت و اتلاف وقت نیست .
خرید بلیط اتوبوس اینترنتی
از مزایای خرید بلیط اتوبوس اینترنتی میتوان به موارد زیر اشاره کرد :
امکان خرید بلیط اتوبوس اینترنتی بدون اتلاف وقت در چند ثانیه . . .
با خرید بلیط اتوبوس اینترنتی شما میتوانید موقعیت صندلی خود را مشخص کنید .
در خرید بلیط اتوبوس اینترنتی امکان استرداد آنلاین بلیط اتوبوس نیز وجود دارد .
با خرید بلیط اتوبوس اینترنتی شما میتوانید در صورت دلخواه بلیط اتوبوس خود را چاپ نمایید .

چاپ این بخش

  خرید اینترنتی بلیط اتوبوس
ارسال‌شده توسط: seowebtools - 08-04-2018, 05:03 PM - انجمن: گردشگری - بدون‌پاسخ

خرید اینترنتی بلیط اتوبوس
با همه گیر شدن فضای مجازی و ورود دنیای تکنولوژی بسیاری از کسب و کار به آنلاین و اینترنتی کردن کسب و کار خود روی آوردند این کار به نفع هر دو طرف بود هم مخاطب و مشتریان هم فروشنده زیرا باعث جلوگیری از اتلاف وقت خریدار و افزایش فروش فروشنده میشد . یکی از کسب و کارها خرید اینترنتی بلیط اتوبوس است .
خرید اینترنتی بلیط اتوبوس
از مزایایی که خرید اینترنتی بلیط اتوبوس برای فروشنده دارد میتوان به موارد زیر اشاره نمود :
میزان فروش فروشنده به طور چشمگیری افزایش خواهد یافت دلیل آن نیز خرید اینترنتی بلیط اتوبوس توسط مشتری های اینترنتی بیشتر انجام خواهد شد .
دسترسی به خریداران بیشتر
کنار رفتن محدودیت زمانی زیرا در شیوه خرید سنتی خرید بلیط اتوبوس محدود به ساعات اداری بود اما در روش خرید اینترنتی بلیط اتوبوس خریداران در تمام ساعات شبانه روز میتوانند بلیط اتوبوس خود را رزرو نمایند .
خرید اینترنتی بلیط اتوبوس
علاوه بر مزایایی که خرید اینترنتی بلیط اتوبوس برای فروشنده دارا می باشد مزایای زیادی نیز برای خریدار دارد که میتوان به موارد زیر اشاره نمود :
عدم نیاز به ثبت نام برای خرید اینترنتی بلیط اتوبوس . . .
انتخاب وسیله نقیله مورد نظر از میان هواپیما،اتوبوس، قطار در زمان دلخواه . . .
امکان تعیین موقعیت صندلی با خرید اینترنتی بلیط اتوبوس . . .
امکان چاپ بلیط در صورت دلخواه با خرید اینترنتی بلیط اتوبوس . . .
ارسال پیامک مشخصات خرید اینترنتی بلیط اتوبوس . . .

چاپ این بخش

  رزرو بلیط اتوبوس
ارسال‌شده توسط: seowebtools - 08-04-2018, 05:02 PM - انجمن: گردشگری - بدون‌پاسخ

رزرو بلیط اتوبوس
یک تجربه مشترک میان همه ی افراد جامعه تجربه سوار شدن اتوبوس و رزرو بلیط اتوبوس است . قطعا برای همه ی ما اتفاق افتاده که یک سفر واجب و فوری برای ما پیش آمده و نیاز بوده که سریع سفر کنیم بر کسی پوشیده نیست که بهترین انتخاب رزرو بلیط اتوبوس است زیر با رزرو بلیط اتوبوس نیازی به صبر کردن نیست زیرا ما در اکثر ساعات شبانه روز و همه روزه به مقاصد مختلف اتوبوس داریم و نیازی نیست سفر خودتون رو برای روز آینده به تعویق بندازید و همون روز میتونید به مقصد مورد نطرتون سفر کنید .
رزرو بلیط اتوبوس
حالا یک اتفاق بهتر که افتاده اینترنتی شدن رزرو بلیط اتوبوس است و شما میتونید در هر ساعت شبانه روز ، بدون اتلاف وقت فقط با چند کلیک بلیط اتوبوس خودتون رو برای مقصد مورد نظرتون رزرو کنید .
رزرو بلیط اتوبوس
از مزایای رزرو بلیط اتوبوس به صورت اینترنتی میتوان به موارد زیر اشاره کرد :
برای رزرو بلیط اتوبوس نیازی به ثبت نام نیست .
شما میتونید در هنگام رزرو بلیط اتوبوس موقعیت صندلی خودتون رو هم انتخاب کنید .
زمانی که دارید رزرو بلیط اتوبوس انجام میدین میتونید اگر خواستید بلیط اتوبوس خودتون رو چاپ هم کنید .
بعد از رزرو بلیط اتوبوس یک پیامک برای شما ارسال خواهد شد که شامل مشخصات بلیط اتوبوس شماست .
اگر به هر دلیلی قصد کنسلی بلیط خود را داشتید امکان استرداد آنلاین نیز موجود می باشد .

چاپ این بخش

  خرید بلیط اتوبوس
ارسال‌شده توسط: seowebtools - 08-04-2018, 05:01 PM - انجمن: گردشگری - بدون‌پاسخ

خرید بلیط اتوبوس
در گذشته نه چندان برای خرید بلیط اتوبوس نیاز بود از روزها قبل برنامه ریزی میکردیم که کی برای خرید بلیط اتوبوس اقدام کنیم تا بتونیم بهترین انتخاب رو داشته باشیم . باید کلی ترافیک رو تحمل میکردیم و کلی زمان خودمون رو برای خرید بلیط اتوبوس تلف میکردیم اما با گسترش و همه گیر شدن اینترنت و فضای مجازی دیگر نیازی به سپری کردن این زمان های طولانی نیست فقط کافیه یه وسیله الکترونیکی مانند تلفن همراه یا کامپیوتر در اختیار داشته باشید تا به راحتی بتونیم اقدام به خرید بلیط اتوبوس کنیم .
خرید بلیط اتوبوس
خرید بلیط اتوبوس به روش نوین بسیار راحت تر از زمان گذشته و شیوه سنتی خرید بلیط اتوبوس شده و شما میتونید با انتخاب مبدا و مقصد خودتون ، بهترین، معتبرترین و ارزان قیمت‌‌ترین بلیط‌های اتوبوس را مشاهده و رزرو کنید .
خرید بلیط اتوبوس
خرید بلیط اتوبوس به روش نوین خیلی ساده شده و فقط کافیه شما مراحل زیر رو هنگام خرید بلیط اتوبوس طی کنید :
در اولین گام از خرید بلیط اتوبوس کافیه مبدا ، مقصد و تاریخ مورد نظرتون رو انتخاب کنید تا بهترین، معتبرترین و ارزان قیمت‌‌ترین بلیط‌های اتوبوس را مشاهده و رزرو کنید .
در گام دوم از خرید بلیط اتوبوس لیست سرویس‌های هر شرکت به تفکیک ساعت حرکت و پایانه‌های مبداء و مقصد پیش روی شما است که مناسب ترین بلیط اتوبوس را انتخاب و رزرو کنید.
حالا نوبت به این رسیده در گام نهایی از مراحل خرید اتوبوس موقعیت صندلی خودتون رو مشخص و رزرو نمایید .
به همین راحتی شما بلیط اتوبوس خودتون رو رزرو کردید . همچنین یک پیامک حاوی اطلاعات بلیط اتوبوس خریداری شده شما برای شما ارسال می گردد .

چاپ این بخش

  خرید بلیط اتوبوس vip
ارسال‌شده توسط: seowebtools - 08-04-2018, 04:59 PM - انجمن: گردشگری - بدون‌پاسخ

خرید بلیط اتوبوس vip
بر هیچکس پوشیده نیست یکی از مهم ترین قسمت های یک سفر خاطر انگیز راحتی اتوبوس در هنگام سفر است . اتوبوس ها دو نوع معمولی و ویژه هستند که بهترین انتخاب برای داشتن سفری خوش و خاطر انگیز خرید بلیط اتوبوس vip است . مخصوصا اگر راه طولانی باشد خرید بلیط اتوبوس vip به یک رکن واجب در سفر تبدیل میشود زیرا در سفر های طولانی مسافر ساعات زیادی روی رای صندلی می نشیند و اگر اتوبوس راحت نباشید در طول مسیر احساس نارضایتی خواهد کرد .
خرید بلیط اتوبوس vip
از جمله مزایای خرید بلیط اتوبوس vip میتوان به موارد زیر اشاره نمود :
اتوبوس vip های معمولا دارای ۲ نوع هستند یک نوع 25 صندلی و نوع دیگر دارای ۳۲ صندلی است .
شما با خرید بلیط اتوبوس vip با یک اتوبوس که صندلی‌های آن نسبت به اتوبوس معمولی بزرگتر بوده و امکان خواباندن صندلی‌ها برای خواب و استراحت راحت‌تر در اتوبوس وجود دارد سفر خواهید کرد .
در هر اتوبوس vip دو ستون صندلی چیده شده است که در هر ردیف ۳ صندلی وجود دارد؛ ۱ صندلی در یک ستون و ۲ صندلی در ستون دیگر وجود دارد .
در مجموع اگر قصد سفر به یک مقصد دور را دارید پیشنهاد ما به شما خرید بلیط اتوبوس vip است تا سفری خاص و خاطره انگیزی را برای خود و خانواده ی خود به ارمغان آورید .

چاپ این بخش

  زیرنویس فارسی
ارسال‌شده توسط: vahid32 - 28-03-2018, 12:57 PM - انجمن: کامپیوتر - پاسخ‌ها (1)

زیرنویس نوشتار گفته‌ها یا ترجمه‌ی یک فیلم، مستند، مجموعه تلویزیونی و... می‌باشد که از زبان بیگانه (و برای ناشنوایان و کم‌شنوایان از زبان اصلی) و اصلی گویندگان برنامه نمایشی به صورت متن نوشته شده و معمولاً در زیر نمایشگر ظاهر می‌شود.
فناوری رایانه‌ای و زیرنویس
مروزه مترجم‌هایی که در زمینه زیرنویس کردن برنامه‌های نمایشی کار می‌کنند با رایانه‌هایی تخصصی که مجهز به نرم‌افزارها و سخت افزارهای ویژه هستند مبادرت به زیرنویس کردن می‌نمایند. تنظیمات گویندگان برنامه نمایشی و نوشته‌های زیرنویس شده، با رایانه‌ها هماهنگ می‌شوند. در این سامانه‌های رایانه‌ای تصاویر به روش دیجیتالی تصویر به تصویر در رایانه ذخیره می‌شوند و قابل دسترس برای مترجم می‌باشند. با این شیوه زیرنویس‌ ها، دقیقاً در هنگام سخن گفتن گویندگان ظاهر می‌شوند.
انواع زیرنویس‌ها
زیرنویس‌ها به دو گونه‌اند یا بر روی فیلم حک شده‌اند یا جدا از فیلم هستند که در فایلی جداگانه زیرنویس قرار می‌گیرد در فرمت‌های جدیدتر فیلم مانند mkv قابلیت الصاق چند زیرنویس به فیلم موجود است که بیننده در صورت تمایل زیرنویس مورد نظر را انتخاب یا آن را خاموش می‌کند
زیرنویس‌ها عموماً با پسوند srt موجود می‌باشند هر چند با پسوندهای دیگر چون smi ،sub/idx و ... نیز موجودند ولی اصلی‌ترین و رایج‌ترین نوع زیرنویس srt می‌باشد. نحوه خواندن این زیرنویس‌ها در کامپیوتر توسط نرم‌افزارهای حرفه‌ای پخش فیلم صورت می‌گیرد که از معروف‌ترین و با کیفیت‌ترین آن‌ها می‌توان به پوت‌پلیر، کی‌ام پلیر، مدیا پلیر کلاسیک، وی‌ال‌سی مدیا پلیر و... اشاره کرد نحوه قرار گرفتن این زیرنویس‌ها روی فیلم باید نام فایل زیرنویس خود را هماهنگ با فیلم کنید برای مثال به صورت زیر
filename.mkv
filename.srt
یا موقع باز کردن فیلم زیرنویس را بر روی صفحه پخش کننده دِرَگ نمایید، هر چند بهترین راه همان هم نام کردن است در این روش بسیاری از پلیرها و تلویزیون‌ها که قادر به پخش این نوع فایل‌های ویدیویی هستند می‌توانند زیرنویس را نمایش دهند

نرم‌افزارهای ترجمه زیرنویس مترجمان این گونه فیلمها از نرم‌افزارهای خاصی برای ترجمه استفاده می‌کنند و در نهایت آن را باپسوند مورد نظر ذخیره می‌کنند که معروفترین این برنامه‌ها می‌توان به subtitle workshop, subtile editor و... اشاره کرد این برنامه‌ها امکان زمان بندی و نگارش ترجمه را به عهده دارند.
مترجمان
مترجمان این نوع فیلم‌ها ترجمه خود را بر دو اساس انجام می‌دهند یک اینکه بر اساس شندیه‌ها صورت می‌گیرد یعنی با توجه به صحبت‌های گوینده و آنچه می‌شنوند صورت می‌دهند که به این نوع ترجمه‌ها شنیداری می‌گویند و دوم بر اساس یک زیرنویس دیگری از آن فیلم به زبانی که مترجم مسلط است که عموماً زبان انگلیسی است صورت می‌گیرد که روش دوم کیفیت بهتری نسبت به روش نخست دارد به شرط آن که کیفیت زیرنویس منبع خوب باشد البته بسته به قدرت مترجم در ترجمه در هر دو مورد کیفیت متغیر می‌باشد.
در کار ترجمه مترجم‌ها یا به صورت انفرادی یا گروهی کار می‌کنند بدین صورت که فرد متعلق به هیچ گروهی نیست یا فرد مترجم در یک گروه که در ترجمه فیلم شناخته شده‌اند ترجمه‌های خود را ارائه می‌دهد.
موازی‌کاری در زیرنویس‌ها
موازی کاری در زیرنویس‌ها بدین معنی است که چند مترجم برای ترجمه یک فیلم داوطلب می‌شوند و باعث می‌شود برای چند فیلم چند زیرنویس از مترجم‌های مختلف موجود باشد از مهمترین فعالیت گروه‌های ترجمه جلوگیری تا حتی‌الامکان از این موازی‌کاری‌هاست تا مترجمان بتوانند به ترجمه فیلم دیگری پرداخته و فیلم‌های بیشتری ترجمه شوند.
بهترین وبسایت برای دانلود زیرنویس فارسی سایت سابناک میباشد

چاپ این بخش

  فرش چیست؟
ارسال‌شده توسط: mobilefile - 27-03-2018, 01:15 AM - انجمن: گفتگوی آزاد - پاسخ‌ها (1)

فرش چيست؟
آیا می دانید فرش چیست؟ در سالیان دور زمانی که انسان به ضرورت‌ها و ملزومت زندگي پی برد و متوجه شد که باید از خود بپرسد فرش چيست؟  تا که چیزی درست کند تا کف محل زندگی خود را با آن بپوشاند و از سرما و سختی زمین رها شود همانطور که پوست، پشم و موي حيواناتي مانند گوسفند و بز و … برای پوشیدن خود استفاده کرده بود همین‌ها اولین گزینه‌هایی بودند که برای فرش کردن محل زندگی خود به فکر آن‌ها افتاد. درواقع می‌توان گفت پوست حيوانات اولين زيرانداز يا به عبارت ديگر فرش منسوج مورد استفاده بشر بود. بعدها که دانش و تجربه انسان بیشتر شد، به دنبال تحول و پيشرفت زندگي، انسان فهمید كه می‌تواند با فشردن الياف پشم، زيراندازي ضخیم‌تر و گرم‌تر به نام نمد درست کند. دانش این صنعت باز هم جلوتر رفت و سپس با اختراع و گسترش فن‌های ريسندگي و تابندگي، نخ‌های پشمي تولید شدند و براي نخستین بار، گلیم با ادغام رشته نخ‌های افقي و عمودي، درست شد. اين سرآغازي براي ساخت فرش گره‌دار يا پرزدار بود که فرش گره‌دار، خود هنر و فني پیشرفته‌تر محسوب می‌شد. تاریخ دقیق این اختراعات مشخص نیست اما قدیمی‌ترین فرش گره‌دار یافته شده متعلق به حدود پنج قرن پیش از ميلاد مسيح است. فرش مذکور، پازیریک نام دارد بعلت مکانی که سرگئي رودنكو، باستان‌شناس معروف روس، فرش را آنجا یافت یعنی در اعماق یخ‌های دره پازیریک، این نام را بر آن نهاده‌اند.و این شد پاسخ سوال” فرش چيست؟ 
[عکس: What-is-a-carpet.jpg]
فرش چيست؟ چه فرقی با قالی دارد؟
قالی و  فرش چیست؟ اگر بخواهیم فرش و قالی را تعریف کنیم یک نوع گستردنی بافته شده از الیاف است که برای پهن کردن بر روی زمین استفاده می‌شود. به آن دسته از گستردنی‌ها که پرزدار بوده و گره‌دارند قالی می‌گویند. بعلت این‌که فرش و قالی، دارای نقش‌ها و طرح‌های زیبای هنری هستند به جنبه تزئینی آن‌ها هم توجه می‌شود. شهرهای مختلف در سالیان گذشته افت‌وخیزهایی در این صنعت داشته‌اند که تبریز از سال ۹۳ به‌عنوان پایتخت فرش جهان معرفی شده و این اثر ماندگار در یونسکو ثبت شده است همچنین صنعت فرش کاشان قدمتی دیرینه در این صنعت دارد و برای خود بازار بزرگی ایجاد کرده است. این صنعت نیز مانند صنایع دیگر تاریخ درازی دارد که مجال بررسی دقیق آن در این موجز میسر نیست.
 
انواع نقشه فرش :
در فرش هایی مانند فرش 1000 شانه کاشان نقشه فرش از حیث نوع خطوط به دو دسته تقسیم می شوند:

  • نقشه هایی با خطوط شکسته که این نقشه از خیال و ذهن ناشی میشود و از سادگی برخوردارند.
  • نقشه هایی با خطوط منحنی که به نقشه های شهری شناخته می شوند و پیچیده ترند و برای ترسیم باید از کاغذ موتیف استفاده کرد.
خاستگاه نقشه فرش در ایران :
فرش ایران که نتیجه تجربه و عمل سالیان متمادی از تاریخ هنر و صنعت این مردم است در دوران حیات خود همچون سایر دست آورده‌های بشری با نشیب‌ و فرازها قرین بوده زمانی در اوج تجلی و زمان دیگردر حال رکود به سر برده است.
طرحهایی هستند که از محدوده مرزهای مکان و زمان فراتر رفته نسلهای پیاپی را در نوردیده و به سراسر جهان و در دل هنرمندان و هنر دوستان در اقصی نقاط عالم راه یافته‌اند .
به طور خلاصه طرح فرش را اعم از آنکه با مقدمه و پیش بینی لازم فراهم گردد و یا به وسیله بافندگان روستایی و عشایر و ایلات این سرزمین بدون تدوین مقدمات و به طور ذهنی به وجود آمده و بافته شود می‌توان برانگیخته از معتقدات و مکنونات قلبی باورها و خواسته‌های طراح آن دانست که دست هنرمند بافنده آن را بر پیکر فرش با بهره‌گیری از مواد جان می‌بخشد و همچون تابلویی زیبا به علاقمندان تقدیم می‌دارد.
آثار هنری دستی مردم در سراسر جهان از جمله نقاشی ، تذهیب ، تشعیر ، منبت کاری ، خاتم. کاشی‌کاری ، مینیاتور ، خوش نویسی و رنگرزی که قالی چکیده و عصاره آن است ، نشان می‌دهد که همواره طبیعت الهام بخش اصلی و مهم هنرمندان در خلق آثار هنری و ارزشمند ایشان بوده است .
تقسیم بندی کلی فرش ایران
در تقسیم بندی کلی فرش ، فرش‌های ایران به دو دسته اصلی «طرح‌های ذهنی» و «طرح‌های اسلیمی» تقسیم‌بندی می‌شوند. طرح ذهنی: طرح‌های فرش ایران با نقشمایه خطوط شکسته و شکل‌های هندسی، طرح ذهنی نامیده می‌شوند. طرح اسلیمی: به طرح‌های فرش ایران با نقشمایه خط‌های گردان، طرح‌های اسلیمی می‌گویند.
فرش شناسان طرحهای فرش ایران را به گونه‌های مختلف گروه‌بندی نموده‌اند و این اختلاف نظر هر قدر که باشد طبیعی می‌نماید . زیرا :
اولا نقش یک فرش با توجه به نقشمایه‌های آن ممکن است به گونه‌های مختلف تغییر پذیرد و به انواع گروههای طرح متعلق شود.
به طور مثال فرش 700 شانه کاشان با طرح لچک و ترنج و خطوط اسلیمی که دارای طره کامل باشد را با توجه به سه عامل مذکور یعنی لچک ترنج خطوط اسلیمی و طره می‌توان به گونه‌های مختلف توصیف نمود.
چه رسد به آنکه نقشمایه‌های فرعی فرش از جمله گلها و گیاهان و صورتهای حقیقی و خیالی موجود در آن نیز مورد توجه قرار گیرند که در این چنین حالتی نقش فرش به گونه‌های مختلف و متنوع‌تری گروه‌بندی می شود.
ثانیا چگونه دیدن بیننده در تشخیص طرح یک فرش موثر است زیرا نقاط و خطوط توجه فرش از دید بینندگان مختلف متفاوت می‌باشد.
طرح فرش ایران مشهور به اقوام و افراد، ایل‌ها و عشایر
فلات ایران دارای طبیعت و اقلیمی متنوع است از جنوب و تلاقی بیابان و دریا در چابهار و بندرعباس تا کویر لوت و بالاتر از آن کوه‌های پوشیده از درختان و گیاهان گیلان و گلستان و مازندران و تلاقی زمین سبز و دریا، همه‌اش تنوع طبیعت بوده که اقوام و عشایر دارای مسلک‌های مختلفی را در خود جای داده است. احوال و زبان و فرهنگ این اقوام و عشایر نیز چون سرزمینشان متنوع و رنگارنگ است. همین رنگ متنوع فرهنگی در فرش‌هایشان نیز خود را نشان داده است. پیشه اصلی بسیاری از این اقوام و ایلات، دامداری بوده است بنابراین زندگی آن‌ها همیشه با پشم و نخ و بافندگی و فرش و خورجین و چادر عجین بوده است. سراسر ایران پهناور از دشت‌ها و کوهپایه‌ها، کویرها و بیابان‌ها، روستاها و شهرها، همه و همه با آب و هوای گوناگون و متغیر در سالیان گذشته همواره گذرگاهی مناسب و محلی مهیا برای اسکان ایل‌ها و عشایری بوده که بخاطر شغل خود یعنی دامداری به دنبال چراگاه‌های مناسب برای دام‌هایشان بوده‌اند عشایر و ایل‌ها حتی در هنگام کوچ ییلاقی و قشلاقی نیز دست از ریسندگی و بافندگی پشم گوسفندان نکشیده و به بافتن دستباف‌هایی مانند قالی یا گلیم یا پلاس ، خورجین ، زیلو، چادر و خیمه و… می‌پردازند. عشایر در بافت فرش‌های خود از نقش‌های ذهنی بدون مقدمه و معمولاً همراه با خطوط شکسته هندسی استفاده می‌کنند که بافت آسانی دارد و به نقشه قبلی احتیاجی ندارد. عشایر به علت کوچ زیاد، دارای ابزار کار قابل‌حمل هستند و بافته‌های آن‌ها نیز کوچکتر و قابل‌حمل می‌باشند آن‌ها غالب اوقات محصولات بافته شده خود را در روستاها و شهرهای بین مسیر کوچشان می‌فروشند آن‌ها مواد اولیه کارشان را نیز از پشم گوسفندان خود می‌گیرند.
[عکس: Kashan-coloring-carpet.jpg]
انواع طرح و نقشه در بافت فرش :
طرحهای مختلفی برای ایده پردازی طراحان نقشه فرش وجود دارد یا همان منبع الهام که میشود در مورد آن مدتها سخن گفت. طرحهای اروپایی ، مذهبی ، مینیاتوری ، گل و منظره ، زیرپایی ، حیوانات و تندیس و … از طرح هایی ست که استفاده می شود و حتی کتابها و ژرنالهایی از این طرح ها در بازار به قیمتی های مختلفی وجود دارد. که صرفا طراح با دیدن آنها ایده پردازی میکند و در نهایت طرح جدیدی بدست می دهد.
طرح هاي قالي را بر حسب آن كه زادگاه آن در ميان عشاير و ايلات بوده و يا اين كه توسط طراحان نقش قالي مراكز بافندگي شهري تهيه شده باشد به دو گروه بزرگ طرح هاي ايلياتي و طرح هاي شهري تقسيم بندي مي كنند.
  • طرح ایلاتی : اين طرح هاي از قديمي ترين و اصيل ترين طرح هاي قالي بافي ايران هستند و بيشتر بدون نقشه بوده و ذهن بافت مي باشند.
  • طرح شهری : نقشه فرش هاي روستايي و مراكز شهري اكثر پيچيده تر و بيشتر با خطوط منحني هستند و براي انتقال اجزاء آن بر روي قالي به اجبار بايد از الگو و يا نقشه استفاده كرد. طراحان نقش قالي نقشه هاي مورد نظر را بر روي كاغذهاي شطرنجي ميلي متري ترسيم مي كنند.
سه روش نقشه خوانی :
  • خود بافنده نقشه را در اختیار داشته باشد و با نگاه کردن به آن قالی را ببافد.
  •  فرد دیگری که در حال بافت است نقشه را با صدای بلند می‌خواند و یک یا چند بافنده دیگر طبق آن گره می‌زنند
  • استفاد ه از کامپیوتر نقشه‌خوان که در برخی از مناطق و سازمانها به کار گرفته و هنوز به طور همه‌گیر مورد استفاده قرار نگرفته. اگر در زمینه تابلو فرش ، طراحی و بافت آن فعالیت کرده باشید در مورد نقشه کدبندی یا کامپیوتری یا نقشه عددی تابلو فرش مطالبی شنیده اید.در روش سنتی طراحی تابلو فرش که معمولا بر روی نقشه شطرنجی با رنگ توسط هنرمندان این هنر ایجاد می شد امکان تغییر دادن نقشه به سختی ممکن بود . ولی با حضور تکنولوژی در طراحی نقشه ها این امر ممکن شده و امری آسان و سهل است.
انواع نقشه قالی :
نقشه قالی به چهار دسته تقسیم می‌شود :
  •  نقشه‌های نقطه چین شده
  • نقشه‌هایی که بخشی از آن نقطه چین شده و بخشی دیگر از آن بدون نقطه
  • نقشه‌هایی که بدون نقطه چین
  •  استفاده از عکس یا نقاشی بدون استفاده از نقطه‌چین

چاپ این بخش

  فیلم Blade Runner 2049
ارسال‌شده توسط: vahid32 - 25-03-2018, 12:21 PM - انجمن: خدمات حمل و نقل - بدون‌پاسخ

دنی ویلنوو دوباره گل کاشته است. فیلم Blade Runner 2049، دنباله‌ای استثنایی بر فیلم کالت ریدلی اسکات و یک تجربه‌ی سینمایی خارق‌العاده است.
حالا همگی اجازه داریم نفس‌های حبس‌‌شده‌مان را با خیال راحت بیرون بدهیم. حالا می‌توانیم فرآیند آرام گرفتن سیر و سرکه‌هایی را که داشتند در دل‌مان می‌جوشیدند حس کنیم. «بلید رانر ۲۰۴۹» (Blade Runner 2049) دقیقا همان چیزی است که از عدم وقوعش می‌ترسیدیم و دقیقا همان دنباله‌ای است که دوست داشتیم اتفاق بیافتد. «بلید رانر ۲۰۴۹» قبل از اینکه یک فیلم عالی باشد، یک تجربه‌ی سینمایی تمام‌عیار است که آدم را همچون امواج خروشان اقیانوس به‌طرز کوبنده و غرق‌کننده‌ای در برمی‌گیرد. قبل از اینکه برای تماشا باشد، فضایی برای محو شدن است. قبل از اینکه دنیایی برای دنبال کردن باشد، کیهانی برای زندگی کردن است. قبل از اینکه یک بلاک‌باستر هالیوودی باشد، یک فیلم هنری لطیف است که در هیبت یک تایتانِ سایه‌افکنِ پرخرج ظاهر شده است. وقتی خبر رسید هالیوود قرار است سراغ «بلید رانر»، شاهکار جریان‌ساز ریدلی اسکات از سال ۱۹۸۲ برود و دنباله‌ای برای آن بسازد نگران شدیم. چون اصلا یکی از کسب و کارهای هالیوود سوءاستفاده از نوستالژی سینمادوستان برای بازگرداندن آی‌پی‌های معروف قدیمی است. راستش هالیوود معمولا سراغ فیلم‌ها و مجموعه‌های عامه‌پسند می‌رود. فیلم‌هایی که معمولا از مضمون و محتوای عمیقی بهره نمی‌برند و معمولا می‌توان آنها را بدون اینکه به جایی بر بخورد با افزایش تعداد و ابعاد اکشن‌ها و خوشگل‌تر کردن جلوه‌های کامپیوتری بازسازی کرد. اما دست گذاشتن روی فیلمی مثل «بلید رانر» هم عجیب است و هم نگران‌کننده. عجیب است چون «بلید رانر» برخلاف چیزی که روی پوسترها و عکس‌هایش به نظر می‌رسد اصلا یکی از آن علمی‌-تخیلی‌های معمول هالیوود نیست.
این در حالی است که فیلم هیچ‌وقت به استقبال قابل‌توجه‌ای در زمان اکرانش دست پیدا نکرد، به فراموشی سپرده شد و برخلاف دیگر فیلمِ علمی‌-تخیلی دهه‌ی هشتادی ریدلی اسکات یعنی «بیگانه» آن‌قدر نفروخت که بلافاصله شاهد ساخت دنباله‌های متعددی از آن باشیم. راستش را بخواهید همین چند روز پیش فیلم را بازبینی کردم و فهمیدم فیلم از آن چیزی که فکر می‌کردم هم ابعاد کوچک‌تری دارد. اینکه چقدر خاطراتم از فیلم در مقابل واقعیت قرار می‌گیرد شگفت‌زده‌ام کرد. چیزی که از «بلید رانر» به یاد داشتم داستان کاراگاهی رازآلود علمی‌-تخیلی پرزرق و برقی با موسیقی سحرآمیزی بود که قوانین جدیدی برای ژانرش به نگارش در آورد و از لحاظ موضوعات تماتیک سال‌ها جلوتر از زمان خودش بود (این جمله را با صدای بلند و هیجان‌انگیز بخوانید). اما بازبینی‌ام نظرم را تغییر نداد. نه از این لحاظ که هیچکدام از این تعریف و تمجیدها و حرف‌های محبت‌آمیز درباره‌اش صدق نمی‌کند، بلکه از این لحاظ که فیلم چقدر بی‌ادعاتر و جمع و جورتر از چیزی که به خاطر داشتم است. اینکه چقدر از حرف‌های فیلم از طریق سکوت‌های بلند بین دیالوگ‌هایش و تصاویر خیره‌کننده‌اش بیان می‌شود. «بلید رانر» از آن علمی‌-تخیلی‌هایی است که به جای تمرکز روی جنگ‌ها و نبرد فضاپیماها و لایت‌سیبرها و روبات‌های غول‌پیکر و داستان‌های نجات دنیا و سفر به سیاره‌ها و کهکشان‌های دیگر، درباره‌ی کاراکترهایش و عمیق شدن در احساسات و روحشان است. «بلید رانر» به جای اینکه به آسمان نگاه کند، به درون نگاه می‌کند. به جای اینکه روی هیجان‌های پیش‌پاافتاده تمرکز کند، درباره‌ی سوال پرسیدن است. آن هم از آن سوالاتی که فلاسفه و روانشناسان را به گلاویز شدن با مغزشان وادار کرده است. فیلم فقط به اتفاقات عجیب و غریب و «سای‌فای»‌وارِ دنیایش اشاره می‌کند و هیچ‌وقت حواسش به چیز دیگری پرت نمی‌شود. «بلید رانر» نمونه‌ی بارز فیلمی است که از طریق نشان ندادن، گسترش پیدا می‌کند. از طریق اعتماد کردن به قدرت تصورِ بیننده، به فراتر قدم می‌گذارد.

شاید به خاطر همین است که خاطره‌ام از «بلید رانر» با واقعیت فرق می‌کرد. فیلم گوشه‌ای از زندگی کاراکترهای دنیای سایبرپانکش را بهمان نشان می‌دهد و می‌گذارد خودمان گوشه و کنارش را در ذهن‌مان بسازیم و بزرگ‌تر کنیم. خب، به‌علاوه‌ی تمام اینها وقتی حرف از «بلید رانر» می‌شود، حرف از فیلمی انقلابی می‌شود که یکی از مهم‌ترین آثار سرگرمی و اولین فیلمی است که تصویری را که امروز در ذهن‌مان از دنیاهای دستوپیایی سایبرپانک شکل گرفته است مدیونش هستیم. یعنی داریم درباره‌ی فیلمی حرف می‌زنیم که کم و بیش در کنارِ کتاب‌هایی مثل «نیرومنسر» (Neuromancer)، یک تنه مسئول خلق یک ژانر است. پس می‌بینید سازندگان و تهیه‌کنندگان و طرفداران دنباله‌‌ی چنین فیلمی خود را در موقعیت حساسی پیدا می‌کنند. از یک طرف فیلم نباید رو به اکشن بیاورد و فضای شخصی فیلم اصلی را حفظ کند (موضوعی که در تضاد با ماهیت بلاک‌باسترهای پرهزینه‌ی امروزی قرار می‌گیرد) و از طرف دیگر سازندگان باید خودشان را برای مقایسه شدن با فیلم کالتی که در گذر زمان عاشقان سینه‌چاک خودش را به دست آورده است آماده کنند. خبر خوب این است که «بلید رانر ۲۰۴۹» از این چالش سربلند بیرون می‌آید. این فیلم هر چیزی که «مد مکس: جاده‌ی خشم» (Mad Max: Fury Road) و «جنگ برای سیاره میمون‌ها» (War for the Planet of the Apes) بودند هست و هر چیزی را که «آن» (It) برای کتاب منبع اقتباسش نکرد در قبال فیلم اصلی انجام می‌دهد. یادتان می‌آید «جاده‌ی خشم» و «جنگ» چگونه انتظاراتی را که از دنباله‌ها داشتیم در هم شکستند و به بهترین فیلم‌های مجموعه‌هایشان تبدیل شدند؟ اگرچه فکر نمی‌کنم بتوان گفت «بلید رانر ۲۰۴۹» بهتر از فیلم اصلی است، اما همین که داریم درباره‌ی این موضوع صحبت می‌کنیم برای تثبیت کیفیت بالای آن در مقایسه با فیلم اصلی کفایت می‌کند.
«بلید رانر» نمونه‌ی بارز فیلمی است که از طریق نشان ندادن، گسترش پیدا می‌کند. از طریق اعتماد کردن به قدرت تصورِ بیننده، به فراتر قدم می‌گذارد
یادتان می‌آید درباره‌ی «آن» گفتم که چگونه به ویژگی‌ها و نکات اساسی منبع اقتباسش پشت می‌کند؟ خب، اگر فرض کنیم «بلید رانر» حکم منبع اقتباس را برای «بلید رانر ۲۰۴۹» دارد، این فیلم به تمام عناصری که فیلم اصلی را تعریف می‌کند وفادار و پایبند مانده است و آنها را گسترش داده و به بهترین شکل ممکن به اجرا درآورده است. چه می‌شد اگر بعد از ۳۵ سال با فیلم دیگری به اسم «بلید رانر» روبه‌رو می‌شدیم که کماکان از لحاظ فنی شگفت‌زده‌مان می‌کرد، کماکان به تجربه‌ای برای شناور شدن در دنیایش تبدیل می‌شد، کماکان به‌طرز هنرمندانه‌ای عناصر فیلم‌های نوآر را با سایبرپانک ترکیب می‌کرد. چه می‌شد اگر همان‌طور که فیلم ریدلی اسکات، محتوای کتاب را کامل کرد، با دنباله‌ای روبه‌رو می‌شدیم که محتوای فیلم اصلی را کامل می‌کرد. چه می‌شد اگر همان‌طور که «بلید رانر» بهترین بلاک‌باستر زمانه‌ی خودش بود، این یکی هم به چنین دستاوردی دست پیدا می‌کرد. چنین اتفاقی در رابطه با «بلید رانر ۲۰۴۹» افتاده است. این فیلم در همه‌ی زمینه‌ها طوری جا پای قسمت اول گذاشته که حتی عملکرد نه چندان خوبش در گیشه هم شبیه به فیلم قبلی است. بنابراین اولین نکته‌ای که به خاطرش باید دنی ویلنوو به عنوان کارگردان و آلکون اینترتینمنت به عنوان سرمایه‌گذار را تحسین کرد این است که «بلید رانر ۲۰۴۹» یک فیلم پرهزینه‌ی تماما هنری است. چه می‌شد اگر علمی‌-تخیلی‌هایی مثل «اکس ماکینا» (Ex Machina) یا «زیر پوست» (Under the Skin) با بودجه‌های هنگفتی ساخته می‌شدند. و دست زدن به چنین حرکتی واقعا جسارت می‌خواهد.

هالیوود عاشق بازسازی است. حتی وقتی با چیزی به بزرگی «جنگ ستارگان» و «پارک ژوراسیک» سروکار داریم. همگی از فرمول قابل‌پیش‌بینی‌ای پیروی می‌کنند. معرفی یک سری کاراکتر جدید و تکرار خط داستانی فیلم اصلی با آنها و چپاندن کاراکترهای قدیمی در گوشه و کنار فیلم به عنوان نوستالژی. «بلید رانر ۲۰۴۹» به این دلیل فیلم خوبی است که روی پای خودش می‌ایستد. یک دنباله‌ی واقعی. دنباله‌ای، دنباله‌تر از «مد مکس: جاده‌ی خشم». چون حتی کسانی که فیلم‌های قبلی مجموعه‌ی «مد مکس» را ندیده بودند می‌توانستند از «جاده‌ی خشم» لذت ببرند. «بلید رانر ۲۰۴۹» چیزی شبیه به «بیگانه‌ها»‌ی جیمز کامرون است. فیلمی که نه تنها کامل‌کننده‌ی شخصیت‌پردازی الن ریپلی و دنیای فیلم است، بلکه توسط کارگردان دیگری با چشم‌انداز متفاوتی ساخته شده و همین انتخاب بهترین از بین آنها را سخت کرده است. «بلید رانر ۲۰۴۹» در این دسته دنباله‌ها قرار می‌گیرد. اتفاقات «بلید رانر» نقش مهمی برای فهمیدن «بلید رانر ۲۰۴۹» ایفا می‌کنند و فیلم تلاشی برای شیرفهم کردنتان نمی‌کند. فیلم فرض می‌کند که شما فیلم اصلی را دیده‌اید. «بلید رانر ۲۰۴۹» مثل «نیرو برمی‌خیزد» نان نوستالژی‌بازی و ارجاعاتش را نمی‌خورد. کاراکتر هریسون فورد از فیلم اصلی را همین‌طوری بی‌دلیل به اینجا نمی‌آورد که فقط آورده باشد. بلکه برای او هدف دارد. اگرچه افق داستان بزرگ‌تر شده است و برخلاف قسمت اول به جز شمال شهر لس آنجلس، به مناطق و شهرها و لوکیشن‌های دیگری هم سر می‌زنیم و اگرچه ماجرای اصلی کمی از آن حالت مستقل فیلم اول فاصله گرفته است، اما هیچکدام از اینها به معنی زیر پا گذاشتن عنصر اصلی «بلید رانر» که توجه به شخصیت‌ها است نیست. «بلید رانر ۲۰۴۹» یکی از آن دنباله‌هایی است که تا قبل از آن فکر می‌کردی همه‌چیز در ایده‌آل‌ترین شکل ممکن قرار داشت و داستان این دنیا در همان جایی که باید تمام می‌شد تمام شد، اما تماشای این دنباله مثل پیدا کردن فصل آخر کتابی است که فکر می‌کردی به سرانجام رسیده بود و حالا با خواندنش، داستان را کامل‌تر می‌کند. «بلید رانر ۲۰۴۹» تلاقی هنر و تکنولوژی است.
دنی ویلنوو قبلا با «سیکاریو» (Sicario) و «رسیدن» (Arrival) نشان داده بود که در به تصویر کشیدن نماهای خیره‌کننده و تنش‌زا و شکوهمند و پرمعنا چه هنرمند کم‌نظیری است و او تمام چشم‌انداز باظرافتش را در ابعادی بزرگ‌تر و گستره‌ای نامحدودتر به «بلید رانر ۲۰۴۹» آورده است. این فیلم، فیلم جلوه‌های کامپیوتری است. تقریبا تک‌تک سکانس‌های فیلم مملو از نماهایی است که در حلقِ چشم‌های تماشاگر جا نمی‌شوند. ولی چرا فیلمی مثل «شبح درون پوسته» به خاطر استفاده‌ی سرسام‌آورش از جلوه‌های کامپیوتری مورد موآخذه قرار می‌گیرد و فیلمی مثل «بلید رانر ۲۰۴۹» این‌قدر تحسین می‌شود. چون اگر اولی خودنمایی و شوآف بود، دومی با هدف غوطه‌ور کردن تماشاگر در یک دنیا کنار هم چیده شده است. اگر اولی بی‌چفت و بست و «موزیک ویدیو»وار بود، جلوه‌های ویژه‌ی این یکی هدفمند و با ریزه‌کاری صورت گرفته است. آن‌قدر به بلاک‌باسترهای بی‌مغز و سطحی عادت کرده‌ایم که روبه‌رو شدن با چنین فیلم پیچیده و تامل‌برانگیز و جاه‌طلبی و بعد شوکه نشدن از آن سخت است. «بلید رانر ۲۰۴۹» آن‌قدر به‌طرز جذابی شلوغ و سنگین است که تماشای آن مثل پشت سر گذاشتن یک سفر طولانی می‌ماند و فهمیدن تمام و کمالش بعد از یک بار پشت سر گذاشتن این سفر، مثل دست و پا زدن در باتلاق می‌ماند.
«بلید رانر ۲۰۴۹» حدود ۳۰ سال بعد از پایان فیلم اول جریان دارد. جایی که کمپانی تایرل که قبلا وظیفه‌ی ساخت رپلیکنت‌ها را برعهده داشت بعد از واقعه‌ای به اسم «خاموشی سراسری» ورشکست شده و از بین رفته و جای آن را کمپانی جدیدی به رهبری نابغه‌ی جدیدی به اسم نیاندر والاس (جرد لتو) گرفته است. والاس از طریق رپلیکنت‌های سربه‌زیر و حرف‌گوش‌کنش موفق شده دوباره مجوز تولید این اندرویدهای ژنتیکی را بگیرد و دوباره شاهد حضور آزادانه‌ی آنها بین مردم و استفاده برای کار در زمین و سیاره‌های دورافتاده هستیم. داستان به افسر دیگری از واحد بلید رانرِ پلیس لس آنجلس به اسم «کی» (رایان گاسلینگ) می‌پردازد. وظیفه‌ی بلید رانرها این است که رد رپلیکنت‌های فراری و شورشی را بزنند و آنها را اعدام کرده یا به قول خودشان «بازنشسته» کنند. «کی» در جریان یکی از ماموریت‌هایش با سرنخی برمی‌خورد می‌کند که او را وارد سفر خودشناسی می‌کند. اولین نکته‌ای که باعث شد از همان ابتدا متوجه شوم دنی ویلنوو و نویسندگانش قصد روایت یک داستان جدید و مکمل قبلی را  دارند ماهیت «کی» به عنوان یک رپلیکنت است. برخلاف فیلم اصلی که با زیر سوال بُردن ماهیت ریک دکارد به پایان می‌رسد، این یکی شخصیت اصلی‌اش را در موقعیت متفاوتی قرار می‌دهد. فیلم اول درباره‌ی این بود که آیا دکارد رپلیکنت است یا انسان و اصلا آیا جواب این سوال اهمیت دارد. فیلم اول درباره‌ی مرد تنها و افسرده‌ای وسط دنیایی تاریک بود که دنبال کوچک‌ترین ارتباطی برای دوام آوردن می‌گشت و دست آخر آن ارتباط را با ریچل، رپلیکنتی که او نیز تنها بود پیدا کرد. برخورد تنهایی این دو با یکدیگر منجر به جرقه خوردن آتش و انسانیتِ سرکوب‌شده‌‌ای درون آنها شد و کمی عشق و محبت را به دنیایی که آخرالزمانِ ارتباطات انسانی است بازگرداند.

در «بلید رانر ۲۰۴۹» اما از زاویه‌ی دید رپلیکنتی به دنیا نگاه می‌کنیم که مجبور است سرش را پایین بیاندازد و قوانین و روتین زندگی‌ای را که برایش برنامه‌ریزی شده است دنبال کند. افسر «کی» یک‌جورهایی حکم دولوریس از سریال «وست‌ورلد» را دارد. روباتی که باید بله قربان‌گوی انسان‌ها باقی بماند. با این تفاوت که نحوه‌ی رسیدن این دو به خودآگاهی فرق می‌کند. اگر دولوریس از واقعیت اطرافش ناآگاه بود و هرروز برای فراموش کردن خاطرات ناگوار روز قبل ری‌ست می‌شد و تازه بعد از به یاد آوردن خاطراتش از روزها و سال‌های قبل شروع به فاصله گرفتن از مسیر از پیش‌تعیین‌شده‌اش می‌کرد، افسر «کی» می‌داند دور و اطرافش چه می‌گذرد و جایگاه خودش به عنوان اندرویدی برده و خدمتکار انسان‌ها را قبول کرده است. فقط نکته این است که او انگیزه‌ای برای شورش ندارد. برخلاف ریک دکارد که اوریگامی اسب تک‌شاخی که در پایان فیلم اول پیدا می‌کند باعث می‌شود تا به این نتیجه برسد که شاید خاطراتش قلابی بوده‌اند و او در واقع یک رپلیکنت است، افسر «کی» می‌داند خاطراتش از کودکی، قلابی هستند و توسط کمپانی برایش در نظر گرفته‌ شده‌اند و می‌داند که او در قالب یک بزرگسال به دنیا آمده است، اما روبه‌رو شدنِ او با تاریخ تولدِ حکاکی شد‌‌ه‌اش روی تنه‌ی درختی خشک‌شده وسط ناکجاآباد و تشابه آن با تاریخ حکاکی شده زیر عروسک چوبی اسبی که از خاطرات قلابی کودکی‌اش به یاد دارد و پیدا کردن عروسکی که آن را در کودکی پنهان کرده بود به کی انگیزه می‌دهد تا دست به کار شود. او حالا برخلاف دکارد، با این سوال روبه‌رو می‌شود که اگر خاطراتش واقعی باشند چه؟
در نگاه اول «کی» خیلی یادآور دکارد از فیلم اول است. یک بلید رانر ساکت با چشمانی غمگین که در سایه‌ها می‌نشیند
در نگاه اول «کی» خیلی یادآور دکارد از فیلم اول است. یک بلید رانر ساکت با چشمانی غمگین که در سایه‌ها می‌نشیند. همچون کاراگاهانِ فیلم‌های نوآور یک کُت بلند چرمی خفن به تن می‌کند و در خیابان‌های لس آنجلسِ آینده به شکار رپلیکنت‌های فراری می‌پردازد. اما همین که متوجه می‌شویم «کی»، رپلیکنت است باعث ‌می‌شود تا نظرمان تغییر کند. او شاید در ظاهر و رفتار و شغل شبیه دکارد باشد، اما درگیری اصلی‌اش که شخصیت واقعی‌اش را شکل می‌دهد بیشتر شبیه به کاراکتر روی بتی، آنتاگونیست فیلم اصلی است. شاید بزرگ‌ترین جذابیت‌ و غافلگیری‌ فیلم ریدلی اسکات چیزی است که ممکن است خیلی راحت دست‌کم و نادیده گرفته شود. او به‌طرز هنرمندانه‌ای جای پروتاگونیست و آنتاگونیست را تغییر می‌دهد و ما تا مونولوگ مشهور روی بتی در پایان فیلم در زیر باران متوجه این اتفاق نمی‌شویم. طبیعتا خیلی‌ها «بلید رانر» را با این تصور شروع به تماشا می‌کنند و به پایان می‌رسانند که ریک دکارد قهرمان قصه است و رپلیکنت‌های بی‌رحم و دیوانه‌ی فراری به رهبری روی بتی، دشمنانش هستند که او از طریق شکست دادن آنها به تکامل شخصیتی می‌رسد. بالاخره نه تنها اکثر زمان فیلم به دکارد اختصاص دارد، بلکه همه بهش می‌گویند که رپلیکنت‌های فراری برای جامعه خطر دارند و او پلیسی است که باید به وظیفه‌اش عمل کند. اما حقیقت این است که شخصیت اصلی «بلید رانر» نه دکارد، که روی بتی است. یک رپلیکنت قوی و ترسناک که به زمین آمده است تا با خالقش دیدار کرده و از او بخواهد تا عمر ۴ ساله‌اش را افزایش بدهد. در پایان فیلم وقتی روی بتی متوجه می‌شود راهی برای افزایش عمرش وجود ندارد تصمیم می‌گیرد تا جان دکارد را نجات بدهد و اندک لحظات باقی‌مانده از زندگی‌اش را با تعریف کردن خاطرات عجیبی از گذشته‌اش در فضا سپری کند.
در دنیایی که رابطه‌ی بین انسان‌ها مُرده، دفن شده و پوسیده است. روی بتی در حرکتی که او را انسان‌تر از خود انسان‌ها به تصویر می‌کشید تصمیم می‌گیرد تا از کسی که قصد کشتنش را داشت به عنوان دوستی برای درد و دل کردن استفاده کند. نتیجه سکانس جادویی و فراموش‌نشدنی فوق‌العاده‌ای است که مثل جکش بزرگی روی سر احساسات ما و دکارد فرود می‌آید. ناگهان متوجه می‌شویم انسان‌ها و رپلیکنت‌ها برخلاف چیزی که در گوش‌مان می‌خواندند و به نظر می‌رسید یک سری هیولای ترمیناتورگونه که کمر به نابودی جامعه بسته باشند نیستند. دکارد در حالی که ضربات قطرات باران را روی پلک‌هایش حس می‌کند متوجه می‌شود رپلیکنتی که قرار بود او را بکشد چقدر شبیه خودش است. رپلیکنتی که در تمام این مدت در تلاش برای کشتنش بود در واقع با همان درد و رنجی دست و پنجه نرم می‌کند که او تمام زندگی‌اش آن را لمس کرده است. برخلاف انسان‌های این دنیای همیشه تاریک که در سلول‌های انفرادی خودشان زندگی می‌کنند، روی بتی و دار و دسته‌‌اش به خاطر عمر کوتاهشان یک گروه را تشکیل می‌دهند تا هوای یکدیگر را داشته باشند. آنها معنا و جدیت مرگ را درک می‌کنند و تمام تلاششان را می‌کنند تا قبل از مُردن، لذتِ زندگی را درک کرده و مزه‌اش را بچشند. اما عمر نسبتا طولانی‌تر انسان‌ها کاری کرده تا فراموش کنند چه ۴ سال و چه ۴۰ سال، آنها بالاخره در یک چشم به هم زدن با مرگ روبه‌رو خواهند شد و آنجاست که از عدم تلاش برای لذت بردن از زندگی‌‌شان افسوس خواهند خورد.

«بلید رانر»‌ به بحث‌های تماتیک گوناگونی می‌پردازد، اما بزرگ‌ترین‌شان این است که «انسان بودن به چه معنایی است؟». فیلم از طریق صحنه‌ی مرگ روی بتی بهمان می‌فهماند که تعریف پیش‌پاافتاده‌ای که ما از انسانیت داریم به شکست محکوم است. انسانیت به موجودات دوپایی که چشم و ابرو و دهان و دماغ دارند خلاصه نمی‌شود. فیلم می‌گوید انسانیت درباره‌ی ارتباطی است با یکدیگر برقرار می‌کنیم. مهم نیست طرف مقابل از مقوا ساخته شده یا حاصل دستکاری‌ها و فعل و انفعالات شیمیایی و ژنتیکی است یا از چندتا تکه آهن و پیچ و مهره درست شده یا درون گوشی موبایل‌مان زندگی می‌کند. فیلم می‌گوید ظاهر ماجرا را فراموش کنید. اگر دو نفر مثل دکارد و روی بتی با تمام تفاوت‌هایشان از احساسات مشترکی با هم بهره می‌برند و حرف یکدیگر را می‌فهمند، پس انسان هستند. «بلید رانر» درباره‌ی اثبات انسانیت از طریق ارتباط با دیگران است. انسانیت درباره‌ی تلاش برای فهمیدن معنای زندگی به جای داشتن زندگی آواره و بی‌هدفی مثل تکه نایلونی که هر جا که باد بوزد به همان سو متمایل می‌شود. روی بتی با هدف زیاد کردن طول عمرش به زمین می‌آید و خالقش را جستجو می‌کند، اما سوال این است که آیا این کار مشکلش را برطرف می‌کرد یا منجر به مشکل جدی‌تری برای او می‌شد. آن وقت سوال این بود که با زمان اضافه‌ای که به دست آورده‌ام چه کار کنم؟ آیا امکان نداشت تا عمر اضافه باعث شود روی بتی از آن موجود پرانرژی و عاشق در هزارتوی زمان گرفتار شده و به یکی از همین انسان‌های افسرده و تنها تبدیل شود؟
حتی خود تایرل که حکم بدمن اصلی قصه را دارد و به رپلیکنت‌ها به عنوان ابزار نگاه می‌کند هم در جایی از فیلم به روی می‌گوید: «شمعی که دو برابر روشنایی داشته باشه، زودتر هم به پایان می‌رسه». انگار تایرل به زبان بی‌زبانی دارد به روی بتی می‌فهماند که چیزی که اهمیت دارد طول زندگی نیست، بلکه کیفیت آن است. اینکه چقدر با هیجان و اشتیاق این زندگی را در آغوش کشیده‌ای. اینکه چقدر اجازه ندادی تا حتی یک قطره‌ی ارزشمند از آن به هدر نرود و چقدر برای چیزی که به آن اعتقاد داشتی تلاش کردی و در این مدت کوتاه چقدر خاطره ساختی و چه خاطرات متحول‌کننده‌ای از خود بر جای گذاشتی. روی بتی خاطره‌ی بزرگی از خود به جا می‌گذارد. او نه تنها در آن پشت‌بام بارانی دکارد را تغییر می‌دهد، بلکه یاد و خاطره‌اش برای همیشه در ذهن سینما هم باقی می‌ماند. روی بتی در عرض چند دقیقه، به اندازه‌ی سال‌ها زندگی می‌کند. او معنای زندگی را برای خودش کشف می‌کند و آن چیز عجیب و غریب و پیچیده‌ای نیست. همه‌چیز به تعریف خاطره‌ای از چیزهای خیره‌کننده‌ای که در فضا دیده برای دکارد خلاصه شده است. به پرواز یک کبوتر سفید در میان آسمان سیاه لس آنجلس.
پس اگرچه در ابتدا «کی» آدم را به یاد دکارد می‌اندازد، اما او از قوس شخصیتی روی بتی پیروی می‌کند. انگار ما داریم داستان ناگفته‌ی تصمیم روی بتی برای بازگشت به زمین و پیدا کردن خالقش را با تمام جزییات از طریق «کی» تماشا می‌کنیم. انگار «بلید رانر ۲۰۴۹» یک‌جورهایی حکم پیش‌درآمد غیرمستقیم روی بتی را دارد. رپلیکنتی در زنجیر انسان‌ها که به مرور به درکی از زندگی و انسانیت می‌رسد که خود انسان‌ها آن را فراموش کرده‌اند. اما چیزی که «بلید رانر ۲۰۴۹» را به دنباله‌ی هوشمندانه‌‌ای تبدیل می‌کند این است که درست در لحظه‌ای که فکر می‌کنید دستش را خوانده‌اید به‌طرز لذت‌بخشی بهتان رودست می‌زند. درست در لحظه‌ای که فکر می‌کنید سازندگان قصد تکرار قوس شخصیتی روی بتی را از طریق «کی» دارند معلوم می‌شود که این‌طور نیست. اگر چنین اتفاقی می‌افتاد مطمئنا «بلید رانر ۲۰۴۹» به یکی دیگر از آن دنباله‌هایی تبدیل می‌شد که نان قسمت‌های قبلی‌اش را می‌خورد و حالت محافظه‌کارانه و تکراری‌ای به خود می‌گرفت. بنابراین می‌توان گفت همان‌طور که «کی» فقط شبیه به دکارد است و تکرار شخصیت او نیست، «کی» فقط شبیه به روی بتی است و تکرار شخصیت او هم نیست. «کی» داستان منحصربه‌فرد خودش را دارد. شباهت درگیری درونی «کی» و روی بتی یادآور شباهت‌ها و تضادهای شخصیت‌های اصلی دو سریال «برکینگ بد» و «بهتره با ساول تماس بگیری» است. والتر وایت و جیمی مک‌گیل روی کاغذ داستان یکسانی دارند. در هر دو سریال دنبال‌کننده‌ی مسیر از دست رفتن اخلاق و تحول آنها از آدم‌های خوبی به هایزنبرگ و ساول گودمن هستیم. اما مسیری که این دو دنبال می‌کنند متفاوت است. والتر وایت خود قدم به قلمروی سیاهی می‌گذارد و جیمی مک‌گیل را با زور به درون آن هُل می‌دهند. روی بتی و «کی» شروع و سرانجام یکسانی دارند، اما مسیری که طی می‌کنند متفاوت است و این مهم‌ترین چیزی است که «بلید رانر ۲۰۴۹» را به یک دنباله‌ی مکمل و متفاوتی تبدیل می‌کند.

چیزی که خط داستانی «کی» را با روی بتی متفاوت می‌کند این است که «کی» متوجه می‌شود دکارد و ریچل بعد از سوار شدن در آن آسانسور پرسرعت در آخر فیلم قبلی، فرار می‌کنند و بچه‌دار می‌شوند. بچه‌دار شدنی که  از لحاظ بزرگی، حکم باردار شدن زنان در دنیای «فرزندان بشر» (Children of Men) را دارد. ناممکن، ممکن می‌شود. سوال این است که یک رپلیکنت چگونه توانایی بچه‌دار شدن داشته است و آن بچه کجاست؟ افشای توانایی بچه‌دار شدن رپلیکنت‌ها باعث می‌شود تا آنها متوجه شوند دیگر به انسان‌ها نیازی ندارند و این می‌تواند به آنها امیدی برای مبارزه و شورش بدهد. نکته اما این است که «کی» در جریان جستجوهایش شک می‌کند. نکند بچه‌ی دکارد و ریچل خود او باشد؟ نکند برخلاف چیزی که فکر می‌کرد خاطراتش از کودکی حقیقت داشته باشد؟ نکند او پدر و مادر داشته باشد؟ نکند او همان مسیح موعودی است که کلید نجات رپلیکنت‌ها است؟ نکند او همان جنگجویی است که رپلیکنت‌ها را متحد کرده و به آنها برای مبارزه انگیزه می‌دهد؟ نکند زندگی‌اش آن‌قدرها هم فکر می‌کرده بی‌معنی نبوده است؟ آخه آدم باید چقدر خوش‌شانس باشد. فکر کن تمام عمرت را به عنوان یک توسری‌خور سپری کنی، اما یک روز خیلی شانسی به سرنخی برخورد کنی که نشان دهد «تو استثنایی هستی».
انگار حفره‌ی بزرگ خالی وسط روحت که همیشه بادهای سرد از میان آن عبور می‌کردند و وجودت را به لرزه در می‌آوردند یک‌دفعه پُر می‌شود
انگار حفره‌ی بزرگ خالی وسط روحت که همیشه بادهای سرد از میان آن عبور می‌کردند و وجودت را به لرزه در می‌آوردند یک‌دفعه پُر می‌شود. «کی» با اشتیاق کامل سر کلاف این شک و تردید را می‌گیرد و آن را دنبال می‌کند و با تمام وجود به این باور می‌رسد که آره، حقیقت دارد. دوست دارد باور کند که نیروی فراتری در هستی وجود دارد که هوایش را داشته است و برای او برنامه‌ی از پیش‌تعیین‌شده‌ای ریخته است. درست در حالی که «کی» با هیجان و امیدواری سرنخ‌ها را یکی یکی برای اثبات اینکه فرزند گم‌شده‌ی دکارد و ریچل است دنبال می‌کند، من هم شک برم داشت. هرچه «کی» به هدفش نزدیک‌تر می‌شد، من هم بیشتر ناراحت می‌شدم. چرا؟ به خاطر اینکه سناریوهایی مثل «قهرمان موعود» و «پسربچه‌/دختربچه‌ی بدبخت و تنهایی که متوجه می‌شود استثنایی است و در تعیین سرنوشت دنیا نقش دارد» به گروه خونی «بلید رانر» جماعت نمی‌خورد. بنابراین داشتم خودم را آماده می‌کردم را تا بیاییم اینجا و بهتان خبر بدهم که «بلید رانر ۲۰۴۹» برخلاف قسمت اول، چه فیلم قابل‌پیش‌بینی و کهنه‌ای است. می‌خواستم بیاییم اینجا و بهتان خبر بدهم که دنی ویلنوو و دار و دسته‌اش چگونه ماهیت این دنیا را با تبدیل کردن آن به ماجرای فانتزی پیش‌پاافتاده‌ای از تیر و طایفه‌ی «هری پاتر» زیر پا گذاشته‌اند. اما آن‌قدر به ویلنوو (مخصوصا بعد از غافلگیری نهایی «رسیدن») اعتقاد داشتم که به جای اینکه زود قضاوت کنم، در فیلم عمیق‌تر شدم. کنجکاوتر شدم تا ببینم این موضوع به کجا ختم می‌شود. مسئله این است که دنبال کردن داستان یک قهرمان برگزیده‌ی دیگر فقط حوصله‌سربر نیست، بلکه ضد«بلید رانر» است.
بالاتر از این گفتم که «بلید رانر» چگونه درک‌مان از پروتاگونیست و آنتاگونیست را می‌شکند و جادویی‌ترین و احساسی‌ترین دیالوگ‌ها و سکانسش را به کاراکتری می‌دهد که تا قبل از آن فکر می‌کردیم یک موجود شرور و ترسناک است. پس قبل از تماشای «بلید رانر ۲۰۴۹» مهم‌ترین چیزی که از آن می‌خواستم یکی دیگر از این ساختارشکنی‌های روایی بود. بنابراین روبه‌رو شدن با داستانی که قدم در تکراری‌ترین مسیر ممکن گذاشته بود باعث شد تا به‌طرز بسیار نامحسوسی ترس برم دارد. اما خیلی زود حقیقت روی سر «کی» خراب می‌شود: او استثنایی نیست. فرزند واقعی دکارد و ریچل نه پسر، بلکه دختر است. او فقط خاطرات یکسانی با فرزند واقعی آنها، دکتر آنا استلاین که برای کمپانی والاس کار می‌کند دارد. بزرگ‌ترین غافلگیری فیلم گرچه برای «کی» گران تمام می‌شود، اما من از وقوع آن خوشحال بودم. از اینجا به بعد «بلید رانر ۲۰۴۹» از یک فیلم صرفا خوب، به یک فیلم عالی تغییر می‌کند. خوشحال بودم که سازندگان یکی از خسته‌ترین کلیشه‌های فیلم‌های علمی‌-تخیلی/فانتزی را زیر پا گذاشتند. از لوک اسکای‌واکر در «جنگ ستارگان» گرفته تا هری پاتر. از بچه‌ی سارا کانر در «ترمیناتور» تا آراگون در «ارباب حلقه‌ها» و نئو در «ماتریکس». همه‌ی این فیلم‌ها درباره‌ی فرد برگزیده‌ای است که از مدت‌ها قبل سرنوشتش برای مقابله با بزرگ‌ترین نیروهای شر دنیایشان طوری نوشته شده که به رهبر آدم خوب‌ها علیه دشمن تبدیل شوند. همه‌ی این قهرمانان از موقعیت زیر پله، خانه‌ای در مزرعه‌ای دورافتاده یا به عنوان کارمند ساده‌ی یک اداره شروع به کار می‌کنند و به مرور قابلیت‌های استثنایی خودشان را کشف می‌کنند و به اهمیتشان در تغییر دنیا پی می‌برند. آنها از صفر شروع می‌کنند و به ۱۰۰ می‌رسند و داستانشان در این نقطه به اتمام می‌رسد.

اما سازندگان «بلید رانر ۲۰۴۹» یک مرحله‌ی دیگر هم به شخصیت‌پردازی «کی» اضافه کرده‌اند. داستان «کی» به عنوان یک رپلیکنت معمولی شروع می‌شود و در ادامه او به این نتیجه می‌رسد که فرد برگزیده است، اما به جای اینکه او و دکارد یکدیگر را در آغوش بکشند و به جای اینکه «کی» به این نتیجه برسد که به خاطر این حقیقت باید برنامه‌ریزی‌اش را زیر پا بگذارد و به صف اول انقلاب بپیوندد، خبر می‌رسد که او استثنایی نیست. او همان رپلیکنت معمولی‌ای که بود که هست. او از شکم مادرش بیرون نیامده است و پدری هم ندارد. او در کارخانه ساخته شده است. «کی» به همان سرعت که اوج می‌گیرد، به همان سرعت هم سقوط می‌کند. همان‌طور که فیلم اصلی تعریف‌مان از آنتاگونیست را در هم می‌شکند و روی بتی را به انسان‌ترین شخصیت کل فیلم تبدیل می‌کند، «بلید رانر ۲۰۴۹» هم تعریف‌مان از قهرمان را خراب می‌کند. «کی» شاید ضربه‌ی روانی و احساسی سختی از افشای حقیقت می‌خورد، اما در عوض تصمیم می‌گیرد تا دستور گروه مقاومت را اجرا نکرده و دکارد را نکشد. بلکه این پدر و دختر را به یکدیگر برساند. «کی» در بدترین و افسرده‌ترین شرایط زندگی‌اش تصمیم می‌گیرد تا قهرمان باشد. او شاید قهرمان به دنیا نیامده باشد، اما می‌تواند سرنوشت معمولی‌اش را برای دل خودش تغییر بدهد. داستان‌هایی که درباره‌ی قهرمانان برگزیده هستند از یک‌جور جذابیت ذاتی بهره می‌برند. چند نفر از ما بعد از دیدن «هری پاتر» منتظر این بودیم تا یک روز از سمت هاگوارتز نامه دریافت کنیم؟ همه‌ی ما دوست داریم خارق‌العاده به دنیا آمده باشیم. همه‌ی ما فکر می‌کنیم در گذشته‌مان راز ناگفته و پنهانی وجود دارد که اگر فاش شود، هویت واقعی‌مان که خیلی شگفت‌انگیزتر از وضعیت فعلی‌مان است افشا می‌شود. دوست داریم فکر کنیم همه‌ی ما بچه‌های والدین پولداری هستیم که یک روز ما را پیدا می‌کنند یا شاهزاده‌هایی هستیم که سر موقع یک شمشیر به دست‌مان می‌دهند تا روی اژدها نشسته و به مبارزه با غولی شیطانی برویم.
اگرچه این نوع قهرمان‌پردازی‌ها اغواکننده هستند، اما همزمان بسیار خطرناک هم هستند. باعث می‌شود آدم‌ها به این نتیجه برسند که کافی است یک‌جا منتظر نشسته و دست روی دست بگذارند تا بالاخره یک پیر خردمند پیدا شده و راه را بهشان نشان بدهد. تا بهشان بگوید که آنها قهرمان به دنیا آمده‌اند و سه سوته می‌توانند ره صدساله را یک شبه بروند. که آنها از جنگجوهایی که تمام عمرشان در حال جنگ بوده‌اند هم جنگجوتر هستند. همه‌چیز حالت «هلو برو توی گلو» پیدا می‌کند. فرد بدون هیچ‌گونه تلاش و تحمل هیچ‌گونه شکست و افسوس و پشیمانی به بهترین‌ها دست پیدا می‌کند. این نوع داستانگویی را می‌توانید در رابطه با لوک اسکای‌واکر و رِی ببینید. کسانی که هر دو در سیاره‌ی بیابانی دورافتاده‌ای زندگی می‌کنند تا اینکه سربزنگاه، سر راه روباتی قرار می‌گیرند که آنها را به سوی ماجراجویی در سرتاسر کهکشان می‌برد و این وسط از هویت پدر و مادر واقعی‌شان هم اطلاع پیدا می‌کنند. یکی دیگر از خطرات این نوع قهرمان‌پردازی‌ها این است که آدم‌ها باور می‌کنند که همیشه یک قهرمان برگزیده وجود دارد که سر بزنگاه‌ها از راه می‌رسد و همه‌ی کثافت‌ها و وحشت‌ها را پاک می‌کند. به خاطر همین است که عاشق بتمن‌ها و اونجرزها هستیم. چون آنها قهرمانان دست‌نیافتنی‌ای هستند که تصور ‌می‌کنیم اگر یکی مثل آنها در دنیای واقعی وجود داشت، شاید همه‌چیز بهتر می‌بود و از آنجایی که نیست، پس همه محکوم به بلبشوی وحشتناک فعلی هستیم و کاری از دست‌مان برای تغییر آن برنمی‌آید چون زور و بازوی کاپیتان آمریکا و تارهای مرد عنکبوتی را نداریم. پس در هر دو حالت تنبلی می‌کنیم. در هر دو حالت دست روی دست می‌گذاریم. چه برای رسیدن خبر اینکه ما قهرمان هستیم و خودمان از آن خبر ندرایم و چه برای رسیدن قهرمانی که وضع‌مان را بهتر کند.

اما حقیقت این است که در دنیای واقعی هیچکس قهرمان به دنیا نمی‌آید. اتفاقا به مرور متوجه می‌شویم ما در برابر تمام آدم‌ها و کیهانی که احاطه‌مان کرده است، چقدر ناچیز و فراموش‌شدنی هستیم. سرنوشت شکوهمندی برایمان نوشته نشده و دنیا پشیزی هم برایمان ارزش قائل نیست. حالا سوال این است که آیا با وجود این، آن‌قدر جسارت داریم که کاری غیرخودخواهانه برای دنیا انجام بدهیم. «کی» بعد از برخورد با ته ورطه‌ی ناامیدی، تصمیم می‌گیرد دست به کاری بسیار غیرخودخواهانه و بسیار انسانی بزند و خود را برای دنیایی که تاکنون به چشم زباله به او نگاه می‌کرده است، فدا می‌کند تا دکارد بتواند دخترش را ببیند. متوجه شدید «بلید رانر ۲۰۴۹» چگونه کلیشه‌ها را دور زده است؟ از یک طرف یک برگزیده‌ی درجه‌یک داریم که جان می‌دهد برای تبدیل شدن به قهرمان درجه‌‌یک رپلیکنت‌ها و از سوی دیگر یک کمپانی شرور و طمع‌کار و یک گروه مقاومت زیرزمینی داریم که جان می‌دهد برای یک سکانس اکشن تمام‌عیار در پایان فیلم. اما فیلم هر دو را عوض می‌کند. «کی» استثنایی از آب در نمی‌آید و فیلم هم با یک سکانس اکشن غول‌پیکر بین کمپانی والاس و مقاومت به پایان نمی‌رسد. عمل قهرمانانه‌ی «کی» این است که پدری را به دخترش می‌رساند و بعد روی پله‌های برفی دراز می‌کشد و در تنهایی می‌‌میرد. به همین کوچکی و به همین بزرگی. به همین سادگی و به همین شکوهمندی. اما به همان اندازه که از «کی» قهرمان‌زدایی می‌شود، به همان اندازه هم او قابلیتی دارد که هرکسی ندارد و آن هم تمایلش به سوال پرسیدن و تغییر کردن است. آدم‌‌های زیادی هستند که با وجود تمام سرنخ‌هایی که آن‌ها را به سوی خودشان هدایت می‌کنند، خودشان را به نفهمی زده و از روبه‌رو شدن با حقیقت سر باز می‌زنند. ما نمی‌دانیم آیا دکتر آنا استلاین (دختر دکارد و ریچل) خاطره‌اش از اسب چوبی را فقط در ذهن «کی» کاشته است یا ذهن رپلیکنت‌های دیگری. اما مهم این است که «کی» این حس کندو کاو برای حقیقت و شجاعتِ کاراگاهی را داشته تا این ماجرا را تا تهش دنبال کند و متوجه شود که او در ماجرای زندگی‌اش نه شخصیت اصلی، بلکه یکی از آن سربازانِ سیاهی‌لشگر است که می‌میرند و هیچکس اسم و چهره‌شان را به یاد نمی‌آورد. ولی با این حال به خاطر دل خودش تصمیم می‌گیرد تا خود را برای چیزی که به آن باور دارند، فدا کند. «بلید رانر ۲۰۴۹» داستان آن سرباز معمولی است. در نتیجه در رابطه با «کی» با کاراکتری طرف هستیم که همزمان جلوی دکارد، از افتادن دست کمپانی والاس و شکنجه شدن توسط آن‌ها را می‌گیرد، اما از طرف دیگر سرنوشت او در توطئه‌ی جهان‌شمول اصلی تاثیری ندارد. تنها کسانی که هنگام مرگ او کنارش هستند ما هستیم و بس.
نبرد نهایی «کی» و «لاو»، دست راست والاس در کنار امواج اقیانوس آرام که به ساحل بتنی لس آنجلس شلاق وارد می‌کند، خارق‌العاده است. نبردی که من را یاد نبرد نهایی کاراکترهای لئوناردو دی‌کاپریو و تام هاردی در پایان‌بندی «ازگوربرخاسته» می‌اندازد. ویلنوو این مبارزه را سرسری نمی‌گیرد. اتفاقا تا جا دارد آن را کش می‌دهد. روی تک‌تک مشت و لگدها و خشونتی که هر دو طرف به یکدیگر وارد می‌کنند، تمرکز می‌کند. مخصوصا وقتی که «کی» باید دشمنش را مدت طولانی زیر آب نگه دارد تا چشمانش به نشانه‌ی مُردن از حدقه بیرون بزند. اینجا هم «بلید رانر ۲۰۴۹» یک کلیشه‌ی دیگر را هم می‌شکند. مبارزه‌ی بین «کی» و لاو فقط یک مبارزه‌ی معمولی نیست. مبارزه‌ی آن‌ها درباره‌ی اینکه چه کسی زنده می‌ماند و چه کسی می‌میرد نیست. آن‌ها دارند سر ایده‌آل‌هایشان با هم مبارزه می‌کنند. موضوعی که من را یاد «شوالیه‌ی تاریکی برمی‌خیزد» می‌اندازد. جایی که مرگ فیزیکی بروس وین در آن زندان زیرزمینی اهمیت ندارد. مسئله این است که مرگ او باعث مرگِ ایده‌آل و طرز فکری می‌شود که به خاطرش بتمن را شکل داده بود. و همین موضوع است که به جدیت و استرس مبارزه‌ی او برای بازگشت به گاتهام می‌افزاید و همزمان باور «بین» به کاری که دارد می‌کند را هم درک می‌کنیم. چنین چیزی درباره‌ی نبرد «کی» و لاو هم صدق می‌کند. ما در حال تماشای تصادف دو طرز فکر هستیم و چیزی که این نبرد را هیجان‌انگیز و تراژیک می‌کند این است که اینجا با یک آنتاگونیست خشک و خالی سروکار نداریم، بلکه می‌توانیم با طرز فکر لاو هم ارتباط برقرار کنیم.

«بلید رانر ۲۰۴۹» در راستای کاری که فیلم اصلی با آنتاگونیستش روی بتی انجام داد، آنتاگونیستی ترتیب داده که با وجود شرارتش، بسیار انسان و قابل‌درک است. طرز فکر لاو در تضاد با «کی» قرار می‌گیرد. اگر «کی» نماینده‌ی «تغییر» است، لاو نماینده‌ی «ایستا»یی است. بهترین آنتاگونیست‌ها آن‌هایی هستند که حقیقت ترسناکی درباره‌ی خودمان را بهمان گوشزد می‌کنند. روی بتی در فیلم اصلی بهمان یادآوری کرد که همگی خواهیم مُرد و خودش در حالی مُرد که زندگی کوتاه اما باکیفیتی را سپری کرده بود. بنابراین ما را با این سوال ترسناک تنها گذاشت که آیا ما هم می‌توانیم مثل او زندگی باکیفیتی داشته باشیم یا آن را به بطالت می‌گذرانیم؟ آنتاگونیستی که باید از آن متنفر باشیم، در اوج شاعرانگی می‌میرد و ما می‌مانیم و این سوال که آیا ما در حد این موجود به ظاهر «آنتاگونیست»، عرضه و جسارت داریم که چنین مرگ زیبایی داشته باشیم؟ حالا لاو هم می‌خواهد ما را با حقیقت ترسناک دیگری روبه‌رو کند. برخلاف «کی» که همچون روح گم‌شده‌ای در دنیای مالیخولیایی فیلم می‌ماند، لاو حکم رپلیکنت محکم و فرمان‌برداری را برعهده دارد که هر دستوری را که به او داده می‌شود،  بدون زیر سوال بردنش انجام می‌دهد. اگر «کی» نماینده‌ی علاقه و تمایل ما برای تغییر و یافتن معنای واقعی‌مان است، لاو نماینده‌ی واقعیت ما انسان‌ها در زمینه‌ی ترس از تغییر است. اگر «کی» آرزوی ما را به تصویر می‌کشد، لاو خود واقعی‌مان در همین لحظه است. و دقیقا به خاطر همین است که لاو برخلاف چیزی که به نظر می‌رسد، انسان‌تر از «کی» است. تمام این حرف‌ها به این معنی نیست که لاو بی‌احساس است. او نقش دست راستِ فرعون بی‌رحمی در یک هرم غول‌پیکر را دارد که باور دارد رپلیکنت‌ها برده‌هایی هستند که تمدن‌های بزرگ بر دوش آن‌ها ساخته می‌شود.
حقیقت این است که در دنیای واقعی هیچکس قهرمان به دنیا نمی‌آید. اتفاقا به مرور متوجه می‌شویم ما در برابر تمام آدم‌ها و کیهانی که احاطه‌مان کرده است چقدر ناچیز و فراموش‌شدنی هستیم
خود لاو به عنوان یک رپلیکنت نسبت به نژاد خودش احساس دارد. وقتی آن‌ها اذیت می‌شوند یا می‌میرند، او احساس ناراحتی و دل‌شکستگی می‌کند، اما تلاشی برای تغییر این وضعیت نمی‌کند. لاو مثل بسیاری از خودمان در دنیای واقعی، زندانی برنامه‌ریزی خودش است. اگرچه شاهد اذیت شدن هم‌نوعان‌مان هستیم و برایشان ناراحت می‌شویم و اشک می‌ریزیم، اما کاری برای تغییر این وضعیت انجام نمی‌دهیم و به زندگی روتین‌مان برمی‌گردیم. اولین‌باری که اشک‌های لاو را می‌بینیم، جایی است که والاس یک رپلیکنت زنِ تازه به دنیا آمده را به خاطر این که نازا است، به قتل می‌رساند. والاس تیغش را روی شکم زن می‌گذارد و او را همچون گوسفند سلاخی می‌کند. قطرات اشک به آرامی از صورت لاو سرازیر می‌شود. این زن برای لاو حکم خانواده و هم‌نوعش را دارد. اگر خوب گوش کنیم، می‌توانیم صدای انفجاری که درونش رخ‌ می‌دهد را شنید. اما کاری به جز ایستادن و تماشای این قتل از دستش برنمی‌آید. او نمی‌تواند سدی که برایش تعیین شده است را بشکند، اما حداقل می‌تواند برای آن زن احساس همدردی کند. دومین باری که لاو اشک می‌ریزد، جایی است که او از زبان جاشی، رییس «کی» (رابین رایت) می‌شنود که بچه‌ی دکارد و ریچل کشته شده است. بچه‌ای که به معنی تغییر بزرگ و آینده‌ی درخشانی برای رپلیکت‌ها بوده است. ناگهان صورت لاو به محض شنیدن این خبر همچون صورتی خیس از بنزین که با کبریت برخورد کرده گُر گرفته و از خشم و دل‌شکستگی شعله‌ور می‌شود و قبل از این که شکم جاشی را پاره کند، می‌گوید: «در مقابل اتفاق شگفت‌انگیز جدیدی که می‌خواست بیافته تنها چیزی که بهش فکر کردی کشتنش بود... از ترس یه تغییر بزرگ». جاشی نماینده‌ی تمام چیزهایی است که لاو از آن‌ها متنفر است. چه چیزی انسانی‌تر از شورش علیه برده‌داری سیستماتیک؟ در نگاه اول به نظر می‌رسد لاو، جاشی را به خاطر کشتن بچه‌ای که والاس در جستجویش است، می‌کشد. ولی این قتل به همان اندازه که دلیل سیاسی داشته باشد، دلیل شخصی هم دارد. دانلود زیرنویس فارسی این فیلم

چاپ این بخش